امروز ۲۴ فروردین ۱۴۰۰،ما رسما از هم جدا شدیم.قلبم مثل بادکنکی که ترکیده؛ تکه تکه است.چشمم پر از اشک و خونه.اما عزیز من مجبور بودم این تصمیم رو بگیرم.مجبور بودم ترکت کنم.امیدوارم سال ها بعد بخاطرش ازم ممنون باشی.هر چند الان ازم دلخوری.امیدوارم خدا کمکمون کنه با این درد کنار بیایم.اینکه تا لحظه های اخرم میخواستم رابطمون رو حفظ کنم رو هم خودت میدونی.اما دیگه نمیشه از خواسته هام بگذرم.حسرت هام مثل یه عقده تو دلم جمع شدن و دارن از پا درم میارن.۶ سال ازشون چشم پوشی کردم اما دیگه نمیتونم.میدونی که اگه میتونستم انجام میدادم.اما به صلاحمونه الان تموم بشه به خوبی و خوشی تا بعدا با ناراحتی و خدای ناکرده یه مشکل جدی تر.امروز لیلای تو مرد.ساعت ۰۰:۰۰ ؛ ۲۵ ام خاکش کردم
برچسب:
نویسنده: نگار کریمیپور
تاريخ: سه
شنبه
3 خرداد
1401 ساعت: 7:56